از گل شکفتن

اصطلاح «گل از گلش شکفت» وقتی برای اولین بار کاملا تو ذهنم تصویر شد که چهره کوچولو و معصومشو دیدم که ماهو تو آسمون پیدا کرد و با نهایت ذوق و خوشحالی گفت مااااااااااه!!!!! انگار ماه قشنگ و تابان هم از دیدن رفیقش به وجد اومده بود. چون نور سفیدشو رو اون صورت عین ماه انداخته بود و چشماشو برق انداخته بود.

بچه های اندازه سیمبا می تونند با یک مفهوم ساده بارها و بارها پشت سر هم به وجد بیان. سیمبا تو آلبوم کارت ویزیت هامون همیشه دنبال یه کارت  ویزیت تاکسی تلفنی می گرده که روش عکس یه ماشینه. و چون ما دو تا  از این کارت ها داریم، مرتب مجبورت می کنه از صفحه این یکی به صفحه  اون یکی ورق بزنی و دوباره برگردی و باز صفحه ها رو بری جلو و باز بیای  عقب. هر بار هم که به هر کدوم از اون صفحه ها می رسه دقیقا گل از گلش می شکفه و می گه ماااااااااا!!!!! (این بار یعنی ماشین)

امشب که داشتم بهش شیر می دادم و سر ضربه خوردشو بوس می کردم، به دقت به دستاش خیره شد و با جدیت بهم فهموند که باید اونا رو هم بوس  کنم. بعد نوبت پاهاش رسید. بعد دوباره سرش. بعد دوباره دستاش. بعد  پاهاش. بعد سرش. بعد دستاش. بعد پاهاش. بعد سرش... ... ... و این واقعا  براش جدی بود به طوری که اگه تعلل می کردم شیر خوردن، یعنی  مقدس ترین و مهم ترین کار برای سیمبا، رو ترک می کرد تا بهم تذکر بده  بوسش کنم. و باز در همون حالتی که شیر می خورد چشاشو یه کاری می کرد که برای  من همین تصویر تداعی می شد: گل از گلش شکفت.

/ 1 نظر / 16 بازدید

I am proud of you :)