سفری کوچک به بدنه دولت

الان از بالای یه ساختمون شیشه‌ای باشکوه تو الهیه دارم تهرانو زیر پام می‌بینم. در واقع بیشتر جردنو می‌بینم. چون از نیمه‌های جردن به پایین دیگه خاکستری و نامفهوم دیده می‌شه. به جز چند تا ساختمون شاخص مثل برج‌های اسکان و برج تهران و برج میلاد و اون ساختمون پهن در حال ساخت تو شیخ بهایی که به قول آرام تهران رو به دو نیمه غربی و شرقی تقسیم می‌کنه.

خوب اینکه چرا اینجا هستم و دارم چیکار می‌کنم بماند. فقط در این حد توضیح بدم که اینجا یه شرکت دولتی مهمه و به همون اندازه مزخرفه. از همون شرکت‌های دولتی که همیشه تو تصورم هست. نه البته... از اونا خیلی بهتره. شیک‌تره و آدم‌هاش باسوادتر و بلندپروازتر و با دید بازترند. ولی مثل همه جاهای دولتی دیگه آدم‌هاش با دمپایی این‌ور و اون‌ور می‌رن. خیلی وقت‌ها بی‌کارند. به حاشیه می‌پردازند. حاشیه برای اونایی که باکلاس‌ترند، می‌شه سمینار و همایش. برای اونایی که بی‌کلاس‌ترند می‌شه صحبت‌های چرت و پرت. اینجا مثل همه جاهای دولتی یه عالمه امکانات مفت و مجانی دارند. مثل همه جاهای دولتی از طبقه نمازخونه‌ش بوی گند ترکیبی پا و گلاب میاد. حراست دارند. ریشوی مدل طالبانی دارند. سر ظهر تو همه بخش‌ها قرآن و اذان رو بلند پخش می‌کنند. مثل همه جاهای دولتی خیلی احساس قدرت و اختیار می‌کنند. چون قدرت و اختیارو تو حلقومشون فرو کردند، بدون اینکه براش کار شایسته‌ای کرده باشند یا از رقابتی سربلند بیرون اومده باشند. قدرت و اختیار، فرصت‌ها، منابع، بودجه و اعتبارات سر سفره با احترام بهشون تعارف می‌شه. بعد احساس می‌کنند بخش خصوصی غلام حلقه به گوششونه و هرچی سرش میاد حقشه. بس که بدبخته که خصوصی شده.

چند روز پیش خوندم فقط ٢٠% منابع صندوق توسعه ملی به بخش خصوصی می‌رسه. اون هم مسلما بیشترش می‌ره تو جیب خصولتی‌ها، همون دولتی‌هایی که چند درصد ناقابلشون رفته تو بورس و بیشترش دوباره توسط یه نهاد شبه دولتی خریداری شده. همینجا دیروز داشتند برای اون ٢٠% کیسه می‌دوختند. چون اساسنامه‌شون اجازه می‌ده که در قالب مشارکت با یه شرکت خصوصی پاپتی از اون ٢٠% استفاده کنند. آخه شرکت خصوصیه هم که نمی‌تونه ضمانت‌هایی که اونا می‌خوان رو فراهم کنه. آخرش دستش به هیچی نمی‌رسه.

خلاصه....

اگه شمایی که اینو می‌خونی دولتی هستی، از من ناراحت نشو. سر کار نمی‌تونستم این چیزا رو بگم، اومدم اینجا که راحت باشم. ولی همه این حرفا به این معنی نیست که بخش خصوصی هم چندان شایسته سالارترند. مشکل من فقط اینه که از حمایت بی‌پشتوانه بدم میاد و بر عکس از رقابت آزاد خوشم میاد.

/ 1 نظر / 4 بازدید
امیررضا

سلام راستش من همه یادداشتاتون رو می خونم.کلا شیوه نوشتنتون خیلی راحت و خودمونی هستش.شما یه روز رفتین توی اداره دولتی شاکی شدین! من 3 ساله صبح و شام دارم با مشاور مزخرف و کارفرمای دولتی مزخرف تر برای گرفتن حقوق حقه! شرکت خصوصی محترم کلنجار می روم... +اونجا یک عده فسیل که به علت سابقه کارشون شدن رییس رو ندیدین!؟ یا حق