رشد از دید نزدیک

به نظرم شش ماهگی زمان خیلی مهمیه در روند رشد هر آدمی. زمانیه که آدم صاحب دندون می شه، می تونه بشینه، می تونه غذا بخوره،... و به نظر من اینا ظاهرشه. آدم واقعا بیشتر می فهمه. سیمبا الان از همین سنه که بین اسباب بازی هاش تفکیک قایل می شه. یعنی مثلا اینو نمی خوام و اونو می خوام. اعتراض کردن رو یاد گرفته. مخالفت کردن. پافشاری کردن. گول نخوردن. کنجکاوی کردن. احساس های ساده خواستن و نخواستن به احساس های پیچیده تری تبدیل شده مثل شدیدا خواستن، نسبتا خواستن، اصلا نخواستن و مراتب دیگه همین خواستن. سیمبا الان می تونه تا حدودی منظورشو به آدم بفهمونه. در واقع توانش برای ارتباط اجتماعی به طرز فاحشی تغییر کرده. تو جمع سعی می کنه توجه دیگران رو به خودش جلب کنه. و یه چیز خیلی جالب دیگه اینکه خجالت هم می کشه. واقعا احساس خجالت کشیدن دیگه خیلی پیشرفته ست. غریبی کردن نه ها! خجالت کشیدن! از اون جالب تر کنجکاوی کردنشه برای کشف هر چیزی تو این دنیا. شیرجه می زنه که یه جسم جدید رو بقاپه. انگار هیچ کار مهمتری نداره. حتی اگه تا ثانیه پیش خواب بوده یا داشته پی پی می کرده یا غذا می خورده، بلافاصله می تونه بره تو فاز کنجکاوی شدید و حمله به سوژه جدید. آدم فکر نمی کنه نوزاد دیروز که تازه از آب و گل در اومده بود و حالا راحت تر می شد ازش نگهداری کرد، یهو انقدر به انسان باشعور شباهت پیدا کنه.

من تو سه ماهگی هم همین حسو داشتم که زمان خیلی مهمیه. چون بچه می تونه گردنشو نگه داره و همین خیلی امکانات بهش می ده. ولی خوب... الان می بینم شیش ماهگی یه چیز دیگه ست!

و اما خودم...

مامان شیش ماهه مامانیه که دلش می خواد یه تحولی به زندگیش بده. بدش نمیاد کارو شروع کنه. از اون طرف به خاطر غذاخور شدن بچه ش بسیار گرفتار و سرشلوغ شده. فقط درست کردن غذا که نیست. کلا بچه بیشتر می فهمه و بیشتر مطالبه می کنه. واسه همین مامان شیش ماهه گاهش خسته می شه. البته مامان یه ماهه و سه ماهه هم خسته می شه. ولی مدلشون فرق داره. دیگه بی خوابی ها کمتره. ولی دغدغه های طول روز بیشتره.

اما پاداش مامان شیش ماهه شیرین کاری های بی حد و حصریه که تازه بروز کرده و معمولا ناشی از حس کنجکاوی برای کشف دنیای جدیده.

کنجکاوی چه حس زنده ایه.

زنده و جوون.

/ 1 نظر / 18 بازدید
سمان

قربون اون بچه شیش ماهه و مامانش :* دلم تنگ شده ببود برات، خوندن نوشته هات حس خوبی بهم داد :)