مامان پیشم بمون

دلم می خواد گریه کنم. تو این نزدیک یک سال شاید دومین باره یا نهایتا سومین باره که این حسو دارم. دفعه قبل وقتی بود که سیمبا یبوست شدید گرفته بود و موقع دفع هوار می کشید و منم پابه پای اون گریه می کردم.  این بار صبح امروز بود که با دستای کوچولوش منو محکم بغل کرده بود و سفت چسبیده بود که نکنه برم سر کار. سفت ترین حدی که زورش می رسید. که البته به نظر ما خیلی هم نرم و لطیف میاد. دستای کوچولوشو خیلی نرم و لطیف دور گردن من حلقه کرده بود انگار که از سر تمنا بهم می گه نرو. نرو. نرو. پیشم بمون.

وقتی رسیدم سر کار هنوز مات و مبهوت بودم. ولی اینجا تو این محیط همه چیز با روال خودش در جریان بود. حس وقت هایی بهم دست داد که از هواپیما پیاده می شدم و وارد خارج می شدم. دقیقا حس وارد خارج شدن بهم دست داد. وقتی می ری تو یه محیطی که همه با جدیت دارند زندگیشونو می کنند و به اون مکان به شدت تعلق دارند و اصلا صنمی با مکانی که تو ازش اومدی ندارند. نه درکی ازش دارند. نه براشون مهمه اصلا. مثلا اینکه اونجایی که بودی باید روسری سر می کردی یا باید به مقدار خیلی زیاد تعارف می کردی یا هر جور هنجار دیگه. اونا هنجارهای خودشونو دارند و وافعیت اینه که در نگاه اول خیلی به نظر خارج میان. اینجایی که من کار می کنم تقریبا هیچ کس حتی ازدواج هم نکرده چه برسه به بچه داری. دیگه اصلا چه درک مشترکی از جدایی مادران شاغل از بچه هاشون دارند؟ اصلا چه درکی از شگفتی هاش و نگرانی هاش دارند؟ پرس و جویی نمی کنند. کنجکاوی نمی کنند. اگر هم بکنند بدتره چون از دید من از عمق دل برنخواسته و جواب من هم به یک جواب سطحی بسنده می شه.

الان تماس گرفتم و متوجه شدم سیمبا بعد از رفتنم به سرعت ساکت شده. ولی دل من ساکت نشده. زیر شونه راستم درد گرفته. ولی باز هم خدا رو شکر می کنم. باز هم خدا رو شکر.

/ 1 نظر / 18 بازدید
sara

azizam dar inke in etefagh bar ha o barha tekrar khahad shodo to har bar mese dafeye ghabl sakhtet ke rahash koni shaki nist ama inam ye bakhshe roshde une. unam yad migire ke tu jaryane zendegish bayad bepazire jaryane zendegi ro va inke adamhaye zendegish, ye zendegie dige ham daran ke mostaghel az Simbast. injuri vaghti bozorg shod dar kenare alagheo mohabato delbastegi yad gerefte chejuri rahao mostaghel bashe az baghieye adamha. khodesh kheili darse mohemie tu zendegi. Doroste manam shayad jozve un adamaye kharej mahsub sham ama age khodamo ba adamaye dige ke sharayete zendegishun az in bo'd ba man motefavet bude moghayese konam mibinam ke hese rahaeeshun, esteghlaleshun tu tasmim giri va roshdeshun tu kheili ab'ade zendegi kheili bishtare. Sabur bash azizam. Madar shodan tanha sakhtish doreye bardario be donya avordano bozorg kardane bachat nist. shayad bishtarin sakhtish vaghtaeeye ke tu sen-haye mokhtalef bayad behesh ejaze bedi ke tu ye hadi azat joda she o ru paye khodesh vayse! :* deltanget