می کوشم برای دعوا

شاید اولین بار بود که با 66ای دو سه جمله چالشی رد و بدل کردم. اون هم جلوی همه. جفتمون از هم عصبانی شدیم انگار. اون مثل همیشه رفت تو قهر دخترونه و با اینکه بعدا یه ذره باهاش شوخی کردم از لوس بازیش بیرون نیومد. خوب مسلما این موضوع به علاوه اون یکی مدیر احمقی که فکر می کنه من علیهش جریان مخالف ایجاد کردم، فشار زیادی روم اورده بود. فشاری که منجر به یه کوچولو تغییرات در من شد. الان احساس می کنم قدرت دعوا کردن با 66ای رو دارم. قدرتی که قبلا هرگز در برابر کسی نداشتم. قدرتی که یه مدیر حتما باید داشته باشه. از اون مهمتر اینکه در وجودم احساس می کنم که این دعوا کار درستیه و شکی هم ندارم.

جمله‌های محیا، دوست قدیمی و مدیر موفق فعلی، تو کله‌م غوطه‌ور می‌ِشه: اگه داد بزنه داد می‌زنم. اگه خودش منو در جریان کار نذاره، 200 بار در روز پیگیری می‌کنم. اگه از کار در بره، خودم تا 4 صبح می‌شینم گزارشو تموم می‌کنم و اون آدمو از مدار کار حذف می‌کنم.

دعوا، داد، سمج بازی، جدیت،... چیزاییه که اعتماد به نفس و جسارت نوع خودشو می خواد. من همیشه فکر می کردم اعتماد به نفسم خیلی زیاده. چون صحبت کردن جلوی 100 نفر تماشاچی برام آسون بود. چون چالش کردن با مدیر بالاسرم برام آسون بود. چون پررو بازی در برابر از خودم بزرگتر برام آسون بود. ولی اینا فقط شقه هایی از اعتماد به نفس هستند. اعتماد به نفس در برابر کوچکتر خودش داستانیه. به خصوص برای کسی که از سر ژست و تظاهر هم شده، خیلی به آدما احترام می ذاره و جایگاهشون رو از اونی که هست بالاتر می بره.

معلم موسیقی‌م بهم می‌گه آدمای ایده‌آل‌گرا مثل تو همیشه با این چالش مواجه می‌شن. چون اگه تا قبل از مدیر شدن مسوول خودشون و کیفیت کار خودشون بودند، حالا مسوول کار بقیه با خصوصیات متفاوت و البته کیفیت متفاوت هستند. اگه تا قبل از مدیر شدن با یه تلنگر بالاسری تا آخرشو می‌خوندند و اصلاح می‌کردند، حالا می‌بینند که زیردست‌ها با تلنگرهای مشابه عکس‌العمل مشابهی نشون نمی‌دند. بعد قاطی می‌کنند که این دنیای جدیدی که توش قرار گرفته‌ند چه قوانینی داره و چطور باید باهاش کنار بیان.

شاید محیا این قوانین رو یاد گرفته و من هم قصد دارم بعضی جاهاشو الگوبرداری کنم. خلاصه.... فکر نمی کردم یه روز تمرین داد و دعوا بکنم. ولی روزی که از عهده ش بر بیام حتما براتون می نویسم. چون اون روز صرف نظر از نتیجه، برای من اتفاق مهمی افتاده.

/ 1 نظر / 5 بازدید
اراد

عالی بود. منم یاد گرفتم.