خوشامد به جو

انگار یه تن بار از روی دوشم برداشته شد. از صبح بی‌تابی می‌کردم و به جون همه غر می‌زدم. ولی فایده نداشت. چیزی از حرصم کم نمی‌شد. فقط وقتی راحت شدم که غرهامو به هادی زدم. آخـــــــــــــــیش!

چند روز پیش هم مقادیری غر مهم داشتم که تحویل «جو»ی عزیزم دادم و البته یه عالمه هم از غرهای فروخورده و کهنه اون رو شنیدم. قبلش فکر می کردم جو به شیوه معمول خودش کمی تند قضاوت کرده و عکس العمل نشون داده. ولی بعد دیدم که بر عکس، این همه مدت حرفاشو نزده و در واقع خیلی هم کند عکس العمل نشون داده. البته هنوز هم وقتی فکر می‌کنم، به نظرم کند عکس‌العمل نشون دادن منافاتی با تند قضاوت کردن نداره.

جو بهم می‌گفت که خط‌کش‌هام خیلی زیاده. زیاد شده. زندگیم زیادی رفته تو باید و نباید. آرام هم همینو بهم گفته بود. پسرعمو کوچیکه هم بدون اینکه اینو بهم بگه همین فکرو درباره‌م کرده بود. گاهی وقتی یه قضاوت رو از آدم‌های مختلف می‌شنوی به این نتیجه می‌رسی که حتما درسته. گاهی وقتی یه قضاوت رو فقط از آدم‌های مربوط به هم می‌شنوی به این نتیجه می‌رسی که شاید اون آدما در مورد این فکر با هم صحبت کردند و کمی همدیگه رو تشدید کردند. ولی خوب اینا هیچ کدوم واقعیت رو عوض نمی‌کنه. واقعیت اینه که من تقریبا خودمو به عنوان یه آدم اصول‌گرا می‌شناسم. اصول‌گرا به معنی کسی که اصول مصول زیاد داره. شاید همون خط‌کش مط‌کش! اصل‌های من در واقع خیلی زیادند و بعضی‌هاشون برای بقیه حتی خنده دارند. مثل اصل محیط زیست! بعضی‌هاشون هم سنتی‌ و ملال‌آورند. مثل اصل اخلاقیات! بعضی‌هاشون الان حسابی رو مُد اند. مثل اصل حقوق بشر و شعور بشر! خوب یه نازنین گویا مثل من جون می‌ده برای گیر دادن به ایده‌آل‌ها و اصل درست کردن برای خودش.

ولی خوب... باز هم فکر کنم اصل داشتن و خط‌کشی کردن بین آدم و خودشه. در حالی که انتظارات و توقعات و تکلفات و... این جور چیزا بین آدم و دیگرانه. یه جورهایی این یکی دیگه خط‌کشی کردن بقیه‌ست. من زیاد دیگران رو خط‌کشی نمی‌کنم. تقریبا به جز هادی هیچ کسی نیست که بهش حساس باشم و انتظارات خیلی زیادی ازش داشته باشم. خورده انتظاراتی که از نزدیکانم داشتم به مرور زمان کمتر و کمتر شدند و به جاش همه‌ش روی خودم و هادی متمرکز شدند. به خاطر همینه که اوج ناراحتی و خوشحالیم به خودمون دو تا برمی‌گرده. مثل صبح که موقع خدافظی یه تن بار رو دوشم بود و شب با دو تا غر زدن همشو تخلیه کردم. آخـــــــــــــــــــــیش! :)

/ 2 نظر / 7 بازدید
ريحانه

سلام تا حالا کسی اينجوری با احساسات خط گرايانه ام بازی نکرده بود ! هميشه دنبال اين بودم که ببينم اصول داشتن خوبه يا نه .

سارا

می دونی خوبی تو چیه. همون جوری که گفتی خط کش هات واسه سنجیدن بقیه نیست. این خیلی خوبه. متاسفانه من گاهی نمی تونم از شر این خط کشی کردن آدم ها نجات پیدا کنم. فکر کنم آرام در مورد منم اعتقاد داره که خط کشام زیاده :) اما واقعا در مورد تو به نظرم خیلی چیزا فرق داره :)