من همه محو تماشای نگاهت

ساعت 2 نصفه شبه. من و سیمبا بیداریم. در واقع فقط من. اون مثل یوزپلنگ از روی شونه م آویزون شده و قراره تا می تونه آروغ بزنه.

.

.

بیشتر وقتا خوابه. ولی وقتی بیداره و داره با نگاه کنجکاوش جهان رو کاوش می کنه، دلت می خواد جهان رو تو نگاهش کاوش کنی. اون نگاهشو دور جهان می چرخونه و تو نگاهت رو تو نگاهش. سیر نمی شی از نگاه کردنش. می خوای ساعت ها نگاش کنی.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت، من همه محور تماشای نگاهت

/ 1 نظر / 4 بازدید
سارا

الهی خاله سارا فدای سیمبا بشه :)