اینجا، کار جدید

همین الان یه سوسک بزرگ از روبه روی نگاه من لب دیوار رد شد. می گن خونه های قدیمی رو هرچقدر هم بازسازی کنند باز هم نشون می ده که قدیمی اند. ولی من این غقیده رو ندارم. فکر می کنم درست حسابی بازسازی نمی کنند. وگرنه چطور خونه های انگلیس اگه 100 سال عمر داشتند تازه نوساز به حساب میومدند؟

اینجا وسط یه نیمچه باغ کار می کنیم. البته موقتا. بیرون صدای پرنده ها میاد. دور استخر یه آلاچیق گذاشتند و خدم و حشم توی اون از مدیرها برای صبحانه پذیرایی می کنند. این درسته که نباید به کارمندها و مدیرها پارکینگ مشترک داد. چون من از پارک کردن ال-90مون کنار بنز اونا یه کم خجالت می کشم. اینجا سقف ها خیلی بلنده و این بر خلاف چیزی که می گن، به جای اینکه بهم آرامش بده نگرانی می ده. آخه حس محیط کار پویا رو از اینجا گرفته. اینجا برای ییلاق خوبه.

عجیبه که نسبت به اینجا انقدر احساس های متناقض دارم. بی اندازه زیباست و بی اندازه به درد نخور. به درد کار نخور!

همکارم اومد. برم....

هاااااااااااااااااا

سوسکه اومد.

اینجا

طرف من

....

عجب همکار شجاعی دارم!

کشتش. چه راحت!

خدا رو شکر!

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
Leilanegar

كار جديد مبارك دوست قديمي:) دلم برات تنگ شده ؛)